دافنه

سالهای سال پیش در تسالی پری دریایی ای بود به نام دافنه. دافنه دختر روپنئوس بود. دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی بود. دو عاشق شیدا داشت یکی لئوکیپوس و دیگری آپولون بودند. لئوکیپوس عاشق اول بود. روزی مثل دخترها لباس پوشید تا بتونه با دافته و پریان دریایی به شکار بره. اما همان روز…

ادامه مطلب

آرگوس

آرگوس غولی بود با صد چشم. نصف چشمهاش رو همیشه می بست و نصف دیگش را باز می گذاشت و اینطوری هیچ وقت خواب نبود. هرا، آرگوس رو مامور کرد تا از یو نگهبانی کنه. آخه نصبت به یو حساس شده بود. زئوس هم یو رو به گوساله ای ماده تبدیل می کنه تا هرا…

ادامه مطلب