بیتون و کلئوبیس

کلئوبیس و بیتون پسران یکی از کاهنان هرا در آرگوس بودند. دو برادر مادرشان را بسیار گرامی می داشتند و همه نوع محبت فرزندی را به مادرشان ابراز می کردند. روزی مادرشان قصد رفتن به پرستشگاه را داشت، اما دست بر قضا اسبش دچار بیماری شدیدی شده بود و کاهنه ناراحت از آنکه نمی تواند…

ادامه مطلب

یو

داستان پر طاووس رو به یاد داری؟ می دونی چرا پر طاووس پر از چشم های سیاهه؟ امشب می خوام طرف دیگه ی داستان رو بگم. داستان یو. همونی که بخاطرش زئوس ماموری فرستاد و چشمهای آرگوس رو ازش گرفت. یو دختر زیبای رود آرگیوه بود. روزی یو مشغول آب تنی در رود بود که…

ادامه مطلب

آرگوس

آرگوس غولی بود با صد چشم. نصف چشمهاش رو همیشه می بست و نصف دیگش را باز می گذاشت و اینطوری هیچ وقت خواب نبود. هرا، آرگوس رو مامور کرد تا از یو نگهبانی کنه. آخه نصبت به یو حساس شده بود. زئوس هم یو رو به گوساله ای ماده تبدیل می کنه تا هرا…

ادامه مطلب