خوان اول هرکول – اسد

هرکول به سر انجام سختی مبتلا گشته بود و باید داوزده خوانی را می گذراند که گناه کشتن همسر و فرزندش را جبران کند. گناهی که شاید مقصرش تنها زئوس باشد.

در این خوان او باید مردم روستای نمیا را از چنگ شیری نجات می داد. این شیر از اولاد تیفون بزرگترین هیولا جهان بود. حیوانی زخم نا پذیر با پوسفی سخت تر از فولاد. این شیر درون غاری با دو ورودی زندگی می کرد و همواره می توانست راه فراری برای خودش پیدا کند و انان که قصد کشتنش داشتند را غافل گیر کند.

هرکول چاره ای اندیشید. یکی از درهای غار را بست و مقابل در دیگر غار به کمین نشست. دو ماه گذشت تا شیر از غار خارج شد. ایتدا هرکول تیری به سوی او پرتاب کرد اما پوست شیر آنقدر سخت بود که تیر کمانه کرد و او زخمی برنداشت. عاقبت هرکول با شیر گلاویز شد و با دستانش او را خفه کرد. چوستش را با با یالش که مانند الماس بود برید و از بدنش جدا کرد. (این ماجرا بسیار شبیه به کاری است که گیلگمش انجام داده بود)

زئوس آن شیر را به آسمان برد و صورت فلکی اسد را در آسمان قرار داد تا سمبل پیکار قهرمانانه ی هر کول باشد. شیر مظهر قدرت و فرمانروایی آسمان شد…

leo_04-28-11_22-00h

قلب الاسد ستاره ی مرکزی آن نیز در میان ایرانی ها یکی از چهار نگهبان آسمان بود که ثروت، قدرت و افتخار را با خودش به همراه می آورد.

دیدگاهتان را بنویسید