لدا و زئوس

آرام آرام نزدیک به خرداد ماه می شویم. پس قصه جوزا را باید کم کم شروع کنم. برای آن قصه چند پیش نیاز کوچک نیاز است که در این شبها دانه دانه شان را می گویم تا به جوزا برسیم.

لدا زنی بود زیبا چهره و همسر تنداریوس. روزی که در برکه برهنه شنا می کرد زئوس او را دید. نقشه ای شوم کشید تا این زن همسر دار را اغوا کند. خود را به صورت قویی زیبا در آورد و میان برکه رفت. لدا که قوی زیبا را دید به او نزدیک شد تا نوازشش کند. قو نیز به سمت او رفت و او را در آغوش کشید و اغوا کرد.

نتیجه این همخوابگی دوقلو های هلن و پولوکس بودند. لذا زنی بود بی وفا و خیانتکار.از شوهر میرای خودش تنداریوس نیز صاحب یک دوقلوی دیگر شده بود، کاستور و کلایتمنسترا. فرزندان لدا و زئوس نیمه خدا گشتند و فرزندان لدا و تنداریوس میرا شدند. بعد ها دختران لدا نیز به مانند مادر خود زنانی شدند بی وفا و خیانتکار.

zheen-firemode

اما آن قوی زیبا را زئوس به آسمان فرستاد و نماد این خیانتکاری همیشه به صورت، صورت فلکی دجاجه در آسمان جهان نقش بسته است.

دیدگاهتان را بنویسید