اریس و جنگ تروا

می گویند اریس دختر نوکس بود. مادرش نوکس خدای شب بود و دخترش اریس الهه نفاق و کشمکش. داستان از این جا شروع می شود که تتیس و پلئوس قصد ازدواج می کنند. همه الهه گان و خدایان را به این عروسی دعوت می کنند به جز اریس. اریس از این موضوع بسیار ناراحت شد. تصمیم گرفت با شکلی مبدل به عروسی رود و آنرا خراب کند.

شب عروسی اریس سیبی را از زیر دامن خود برداشت، روی آن نوشت برای زیباترین زن دنیا. سیب را به میان جمعیت انداخت. همه ناگهان متوجه سیب شدند. یکی از الهه گان سیب را برداشت و روی آنرا با صدای بلند خواند. هرا، آفرودیته و آتنه هر سه جلو آمدند و خواستند سیب را بگیرند. این اتفاق باعث شد میانشان بحثی در بگیرد که کدام یک زیباترند.

زئوس که این وضعیت را دید، خواست آنرا سریع تر حل و فصل کند. بنابراین سیب را به دست پاریس شاهزاده ی ترووایی داد تا او داوری کند صاحب سیب کدام است. هرا، اتنه و آفرودیته هر کدام به او پیشنهاد رشوه ای دادند که پاریس را وسوسه کنند. سر انجام پاریس سیب را به آفرودیته داد. آفرودیته به پاریس قول زیباترین زن جهان، هلن همسر منلائوس را داده بود. این انتخاب پاریس جنگ ترووا را به راه انداخت.
Eris_Antikensammlung_Berlin_F1775اریس، دختر زیبای پلید، قحطی، ستیزه و جنگ را رغم زد. جنگی که مردم ترووا را از میان برد و بعد ها انگلستان را ساخت.

Eris_and_dysnomia2

تا چند سال پیش اریس نام بزرکترین سیاره کوتوله منظومه شمسی و بزرگترین سیاره بعد از نپتون شناخته می شد. در سال ۲۰۰۶ نام آنرا به زینا تغییر دادند.

دیدگاهتان را بنویسید